الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

252

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

بعث انبيا از جانب شريك واقع نشده است ، مىفهميم كه شريك بارى هم وجود ندارد و بنا بر اين وجه نيز عدم وجود شريك بارى ثابت مىگردد . امّا اگر كسى بگويد : « فاعل و خالق اين عالم ، واحد است ولى محتمل است كه عالَم ديگر و خالق ديگر نيز باشد و اين دليل ، آن احتمال را نفى نمىكند ، هرچند كسى هم كه اين احتمال را بدهد نمىتواند دليلى بر وقوع آن اقامه نمايد » ، جواب اين است كه : اگر در اين وجه ، موضوع اثبات وحدت خالق اين عالم بود ، اين احتمال جا داشت ولى چنان كه با تأمّل معلوم مىشود ، موضوع اثبات وحدت خالق به قول مطلق و ذات جامع جميع صفات كمال و نفى شريك در صفات ربوبيّت است و اين وجه و وجه اوّل براى اثبات مقصود ، كافى است . به علاوه اگر هم اثبات وحدت خالق عالم ، مقصود باشد مراد از عالم ، جميع عوالم و قاطبهء ممكنات و ماسواى واجب‌الوجود است . وجه سوم اينكه وجود شريك بارى اگر فرض شود ، بايد براى اثبات آن ، راه و طريقى باشد و بدون طريق و راه براى اثبات آن ، قول به وجود آن ، قولِ بدون دليل مىباشد و افتراست بلكه اگر راهى براى اثبات وجود او نباشد و آثارى را كه بايد واجد باشد فاقد باشد و صفات و افعالش شناخته نشود ، از عدم طريق و عدم آثار و شناخته نشدن اوصاف و افعالش عدم او را درمىيابيم و به عبارت ديگر از عدم معلول به عدم علّت پى مىبريم ، و چون براى شريك بارى آثار صفات و افعال و كارهايى كه از آن جمله ، ارسال رسل است سراغ نداريم بلكه علم به عدم آن داريم ، از اين جهت نفى شريك بارى ثابت مىشود و بلكه عدم هر يك از اين امور به طور جداگانه دليل بر عدم شريك است . اگر كسى بگويد : « چرا همين افعال و آثارى كه هست ، به شريك بارى